رفتن،رسیدن است و من و تو خودِ مسیر؟

 

رفتن،رسیدن است و من و تو خودِ مسیر؟
بـاور مـکن؛ اگـرچه فـریـبـی سـت دلـپـذیـر

 من سال هاست مـی روم اما نمی رسم
من سال هاست؛ خسته و دلتنگ وناگزیر

 از هرچه اسم و رسم و مفاعیل و فعل و حرف
از هـرچـه آدمـیّ و پــری، نــام یـا ضـمـیر...

آه ای بـهـــارِ واقـعـه! دستم به دامن ات!
من شاخه ای عقیم ام، دستِ مرا مگیر

دیگر نیا به خوابِ غـزل هـایم، ای جنون!
ای تو چـقـدر دور! دریـغـا! چـقــــدر دیـر!

 عـمـرت دراز ای شــبِ انـدوهگین! ولی
مُـرده ست آن قلندرِ یک لا قبای پـیـر...

شعر از سید عبدالحمید ضیایی

 

خوشحالم از اینکه برف می بارد و من، در داخل یک اتاق گرمم آری

 

خوشحالم از اینکه برف می بارد و من، در داخل یک اتاق گرمم آری
پشت سرهم چایی و سیگار و غزل، خرسندم از این مثلث تکراری

باور بکنی یا نکنی میدانم، مهتاب نگاهت شده آلوده به من
برف آمد و در سکوت این برکه نشست، دیوانه چرا هوای رفتن داری

تقدیر تو این است که با من باشی، در داخل عکس روی دیوار اتاق
چشمان تو گرمای اتاقم شده است، بی منت این بخاری دیواری

هر چند که نبض غزلم می بارد، هرچند که سیگار لبم خاموش است
با این که به رفتن تو عادت دارم، می ترسم از این ماضی استمراری

حتی اگر از نبودنت دلگیرم، هر لحظه بهانه ی تو را میگیرم
حتی اگر از برف خوشم می آمد، می خندم اگر چه از سر ناچاری

خوشحالم از این که برف میبارد و من، در داخل یک اتاق گرمم آری
در فکر مثلث جدیدی هستم، من تو و همین حقیقت اجباری

شعر از جواد نعمتی

 

راستی آینه ی نخوت ایام سلام

 

راستی آینه ی نخوتِ ایام سلام
آخرین پله ی خرپشته یِ هر بام سلام

آسیابان دهاتی همه با گندم قهر
کد خدایی که رعایای تو بدنام سلام

دهن عربده از درد بر  آورده به عرش
مشت محکم به سر و صورت اجرام سلام

لوله ی دودکشش خانه ی جادوگر پیر
اولین کنگره ی رسمی اهرام سلام

حوله ی برفی پیچیده به اندام خدای
مشعل کوره ی تون تابی حمام سلام

***

کله قندِ شبِ عقدِ من و زن های جوان
مدل سینه ی مخروطی قُط‍‍‍ام سلام

ای که بین الحرمینِ تو سهند وسبلان
مثل پستان زنی خوش بَر و اندام سلام

***

پوزه ی کف به لب آورده ی مرموز شتر
غوزه ی وش به سر آورده سرانجام سلام

کوزه ی شعبده، لب بر یخ و دل بر  دوزخ
حوزه ی عشق من و نفرت اقوام سلام

زوزه ی صامتِ ثابت قدم گرگ بزرگ
برف ری در دهن خونی بسطام  سلام

طور سینای کیومرث و جم و افریدون
خیمه ی امن خداوندی خیام سلام

تخم بی نطفه ی سیمرغ ترین ها در قاف
سر سودا زده ی کشور سرسام سلام

شعر از محمدرضا رستم بگلو