نازی! طلوع شعرم به تو نیاز دارد
نازی! طلوع شعرم به تو نیاز دارد
بی تو غزل محال است! از بس که ناز دارد...
آرایه های شعر و آرایشات گیسوت
یک ارتباط تنگاتنگ و دراز دارد
زیبایی تو من را تا سجده می کشاند
بانو! بُت وجودت جای نماز دارد
یک لحظه هم خودم را کافر نمی شمارم
شاعر به انتخاب رَبّش جواز دارد !
لفـّـافه حرف مُفت است! من دوست دارمت فاش
عاشق چه احتیاجی به رمز و راز دارد؟
آنقدر دلنشین است هر واژه ات که انگار
هر تار ِ صوتی تو دستی به ساز دارد
آمد به خود خدا! دید عرش از فرشته خالی ست
در عرش خانه ی ما او هم مَجاز دارد!
هی بیت پشت بیت از دیوان خلقت تو
دزدیدم و نوشتم، دیدم که باز دارد!
یک بار گفتم اما این بار مطمئن تر
نازی! تمام شعرم به تو نیاز دارد...
شعر از جواد نوروزی
+ نوشته شده در ۱۳۷۹/۰۷/۲۸ ساعت توسط م مهر
|