از من تو را به نام قضا و قدر برید
از من تو را به نام قضا و قدر برید
از تو مرا به قیمت خون جگر برید
قسمت نبود قصه شوم در کنار تو
"مامای دهر" ناف مرا در سفر برید
مارا فریب عشق به جبرزمین کشید
با خاک وخون قوارهء نوع بشربرید
تا دید زنده می کنمت در جنون شعر
ازهرچه شاعران جهان دست وسربرید
مثل لباس کور شفا تازه یافته _
هرکس به هر بهانه _مرامختصربرید
اندازه کرد بر تن من تیره بختی و
تا هر دو آستین من از اشک , تر برید
این زخم ها عمیق تر از یادگاری اند!
من هر چقدر دم نزدم ... , بیشتربرید
شعر از سید محمد علی رضازاده
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۵/۲۰ ساعت توسط م مهر
|