کارش امشب به من افتاده صدایم زده است
کارش امشب به من افتاده صدایم زده است
کمکم کن بـــــروم جــــاده صدایـم زده است
آی بانـــــو! کهــــر سوختـــــهام را یله کن
دشت - این مادر آزاده - صدایم زده است
بــه سفر میروم آری نکند دیـــر کنم
کودکیهایم از آباده صدایم زده است
خان - خداوند بیامرزدش - از آن سر ایل
باز هم پیک فرستاده صدایــم زده است
***
کـــوچ هنگام ی تلخی ست خدایا! نکند
مادرم دل به سفر داده صدایم زده است
شعر از محمد حسین نجفی
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۳/۲۴ ساعت توسط م مهر
|