این چنین گیج و شتابنده و پی در پی
این چنین گیج و شتابنده و پی در پی
می دوند از پی هم ، عقربه ها تا کی؟
چه قدَر کوچ کنم؛ جسم به جسم، آخر؟
چه قدَر آتن و قونیه و مصر و ری ؟
یا که پنهان بشوم پشتِ ضمایر، باز؟
... خرقه بر تن کنم از من ، تو، شما، ما ، وی
خسته از شعرم و آزرده تر از آنم
که کنم قافیه ، نی را پس از این با مَی
آن شبانم که ز هوهوی تو دلتنگم
گرهی هم نگشود از دلم این هی هی
وه چه جان کندنِ تلخی ست؛ فراموشی
رفته از خاطر من، نام تو حتی ، ای ... !
شعر از سید عبدالحمید ضیایی
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۰۷/۲۵ ساعت توسط م مهر
|