اسم کسی به سنگ مزاری نوشته شد
اسم کسی به سنگ مزاری نوشته شد
شعری که من نگفتهام اش می ... نوشته شد
خودکارهاشکست و ورقهای خیس سوخت
تا بین «شاعر تو» و «تو» ... «بی» ... نوشته شد
یک روز تو نیامد و یک بار من نرفت
این قصه از نگاه دو راوی نوشته شد
کی آمدم که تو؟... و تو کی رفتهای که من...؟!
تقویم تا ورق بخورد «د ﻳ. ...» نوشته شد
***
خودکارسرنوشت به عمرم اشاره کرد
حکمم به «مرگ از غم دوری ...» نوشته شد
در منتهاالیه غزل داربست بست
ابیات هم به شکل طنابی نوشته شد
تا خط به خط به بالا میرفت نعش من
آن شعر که نگفتهام اش می ... نوشته شد
شعر از محمد رضا حاج رستم بگلو
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۲۱ ساعت توسط م مهر
|