میخانه ای امشب برای من مهیا کن
حالم گرفته، گوشه ای آنجا مرا جا کن

افسوس پشتِ حسرت وُ اندوه پشتِ آه
فکری به حال تلخی امروز و فردا کن

سرچشمه و آبشخور امید من خشکید
این شوره زار مانده بر جا را تماشا کن

ای آسمان با من برادر باش و شب تا صبح
از حرص ِ بختِ شور ِ من یکریز غوغا کن

بختم شبیه یک کلاف گیج تو در توست
بنشین کنارم یک گره را لااقل وا کن

دیشب مرادم را ندادی خواهشی دارم
میخانه ای امشب برای من مهیا کن

شعر از جویا معروفی