حق را سند زدند به نام برادران
حق را سند زدند به نام برادران
حسرت به حسرتش شده میراث خواهران
کوچک گرفتهاند قیاسات عقل را
چیزی عجیب نیست از این تنگ باوران
انگشترش نگینِ برنجینِ صلح داشت
دستی که زهر ریخت به حلقِ کبوتران
جنگ است و خطّ خاطرهها را شکسته است
دربارهی پدر چه بگویند مادران؟
در غیبتِ سکوت، هیاهو برنده شد
از حرصم اعتراض نکردم به داوران
بازار لاشهخوار که راکد نمیشود!
رودِ لجن همیشه پر است از شناوران
شعر از مریم جعفری آذرمانی
از مجموعه غزل "ضربان"-انتشارات فصل پنجم
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۱/۱۲ ساعت توسط م مهر
|