آدم حراف با چاخان به مجلس می رود
تاجر اما با بده بستان به مجلس می رود

چشم بندی کار هر کس نیست جانم!، هرکسی
-فیل را انداخت در فنجان به مجلس می رود

بارها در مجلس ترحیم باید اشک ریخت
آن که دایم رفت قبرستان به مجلس می رود

آن که مثل یک طلبکار سمج، با پشتکار
خوب شد از خلق آویزان به مجلس می رود

هر کسی یک ماه قبل از رای گیری ظهر و شب
داده باشد قیمه بادمجان به مجلس می رود

گرچه گاهی یک عزیزی آن چنان که یک هلو
می رود توی گلو، آسان به مجلس می رود

فی المثل کافی است با پاپای خود صحبت کند
"میم" - "ه" یکراست از زندان به مجلس می رود

بر همین منوال اگر باشد گمانم دور بعد
شمر با پیراهن عثمان به مجلس می رود

چند سال بعد حتما خانم "گوگوش" هم
مثل باباطاهر عریان به مجلس می رود

شهر در هم برهم است و ده شلم در شوربا
اصغری با منقل و قلیان به مجلس می رود

مش رجب با یک الاغ شیک و پالان جدید
گرگلی با گیوه و تنبان به مجلس می رود

مملکت بر روی آب است ای پسر! با این حساب
هر که را نوح است کشتی بان به مجلس می رود.

شعر از عبدالحسین انصاری