شاید امسال اگر فصل زمستان برسد
شاید امسال اگر فصل زمستان برسد
موعد معجزه ی حضرت رحمان برسد
در همه محکمه ها عشق قضاوت کند و
حق به بیچارگی واژه ی انسان برسد
سفره را پهن بکن مادر و از غیب بخواه
تا که ما سیر شویم و به همه، نان برسد !
باید از گریه ی من پنجره ها خیس شوند
باید آبی به تن خشک بیابان برسد
تو هم انگار شبیه خودم افسرده شدی
کاش این قصه ی غم زود به پایان برسد
دست خودکاری من سبز نشد ، می دانم
که بعید است زن از عشق به عرفان برسد
غم نیما به دلش مانده و من مطمئنم
از محالات بزرگ است که باران برسد
شعر از صنم نافع
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۹/۱۶ ساعت توسط م مهر
|