از سیرتم به صورت زیبا رسیدهام
از سیرتم به صورت زیبا رسیدهام
این بار از درون به تماشا رسیدهام
همپای دارکوب نکوبیدهام دری
بیپاتر از نسیم، به هرجا رسیدهام
کوهی نبود رود به دنیا بیاورد
قائم به ذاتِ خویش به دریا رسیدهام
خندیدنی نبود جهان، دیدنی نبود
من از نگاه و خنده به حاشا رسیدهام
میدانم آنچه هست نمیدانم آنچه نیست
بیکوششی به حلّ معمّا رسیدهام
تقویم روزهایم از امروزها پر است
دیروز را ندیده به فردا رسیدهام
شعر از میریم جعفری آذرمانی
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۷/۱۳ ساعت توسط م مهر
|