تو رفته ای و غزل های دیگری هم هست
بمان که شاعر تنهای دیگری هم هست

به جز هوای تو و شانه های آرامت
برای گریه مگر جای دیگری هم هست

به کام دل نرسیدیم اگر در این دنیا
به این خوشیم که دنیای دیگری هم هست

بیا و با نفس روشنت به مرده دلان
بباوران که مسیحای دیگری هم هست

به گریه گفتمش ای ماه نیمه شب واکن
اگر به میکده مینای دیگری هم هست

به خنده ساغر ما را گرفت ساقی و گفت:
برو رفیق که شب های دیگری هم هست

چقدر ساقی ما ساده بود می پنداشت
که بی جمال تو فردای دیگری هم هست

شعر از سعید بیابانکی

از کتاب "نامه های کوفی"- انتشارات سوره مهر