آسمان بد گرفته و افسوس،
این هوایم هوای خوبی نیست
اینکه می خواهی از خدا باران،
بس کند که دعای خوبی نیست !

حال من را چرا نمی فهمی ؟
بند بندم دوباره می لرزد
تو برایم بخوان که دلتنگم ،
من صدایم صدای خوبی نیست

عاشقت هستم، آه «لوطی جان»،
خاطرم را بخواه«لوطی جان »
روزگارت سیاه «لوطی جان»،
این محل بی تو جای خوبی نیست

پیش تو هستم و بدون تو ام،
پیش تو هستم و دلم خون است
پای عشقت چه ها ندادم حیف،
بی کسی ها بهای خوبی نیست

از خدا آسمان طلب کردم،ب
ر زمین زد مرا به من خندید
از خلوصم از عشق من ترسید ،
چون خدایم خدای خوبی نیست!

باز چاقو به قلب من خورده است، 
درد را با سکوت می بارم
مانده ام توی این سکانس تلخ ،
مرگ هم انتهای خوبی نیست

شعر از صنم نافع