اگر اینبار به من حسِ غزل دست دهد
باید آن را بکُشم در دل وُ سرکوب کنم
منطقی تر شوم وُ روحیه ی عاصی را
زود تغییر دهم ، پیش تو محبوب کنم

به خودم آمده ام شعر برایم سم است
آشپزخانه ،همین گاز وُ سماور کافیست
کمکم کن نروم توی خیالات خودم
تا تمرکز به تو وُ سفره ی مطلوب کنم

روش زندگی ام سنتی وُ ساده شود
فرش جارو بزنم ،پنجره را پاک کنم
روزها حُجب وُ حیا پیشه کنم نیمه ی شب
پُرنو استار شوم حال تو را خوب کنم

عادتم لای نفسهات بیفتد به عقب
هوسِ شور کنم، تا که پسر دار شوی
شکمم رُشد کند فخر فروشم به همه
صحبت از جنس تو وُ نطفه ی مرغوب کنم

به خودم آمده ام شعر برایم سم است
زایمان ، جیغ وُ پسر دار شدن رویاییست
کمکم کن که به جای هیجان های عبث
فکر انگشتر سنگینِ طلاکوب کنم

نروم توی خودم دل به همین خانه دهم
ساده دعوا کنم وُ ساده تو را جذب کنم
جای این قافیه بازی وُ به خود زخم زدن
بحثها بر سر زن بازی و مشروب کنم

***

شاعری خانگی ام ، ساکت وُ اندوه پرست
باید این ثانیه را روی ورق ثبت کنم
اعترافات مرا پای حماقت مگُذار
وَ مجوز بده بی واهمه مکتوب کنم

شعر از صنم نافع