بیا با هم دراین شبهای ماتم زابگرییم
بیا امروز ما درحسرت فردا بگرییم

شب ترحیم رویاهای شیرین من و توست
چو شمعی برمزارسرد رویاها بگرییم

تمام ابرها در چشمهایم خانه دارند
بیا برزندگی از قطره تا دریا بگرییم

هوای آشنایی ها زمستانی است ایگل
بیابا اشک سوزان تا شب یلدا بگرییم

بهارعمر ما پاییزرنگست ای دریغا
بیا درسوگ گلها ازهمین حالا بگرییم

غمی می بارد از دیوان اشعار تو(فریاد
بیا با هر غزل تا صبح فردا ما بگرییم

شعر از محسن سرمچ