می نویسم عاشقم ، تو برگی از فصلِ بهاری
می نویسم عاشقم ، تو برگی از فصلِ بهاری
می نویسی فارقی ، دیگر به من حسی نداری
می نویسم دوستت دارم ، تویی محبوب نازم
ناگهان ! سر را به روی شانه هایم می گذاری
از تو گفتن ، خصلت و پیشینه من شد عزیزم
آه ! محبوبم ! چرا اینگونه از من می نگاری ؟
عاقبت آغوشِ گرمت تکیه گاهم می شود تا
گرمی لبخند را ، بر روی لبهایم بکاری...
همچو یک باغِ زمستان دیده دیواری ندارم
پیش چشمت باغبانم این غزل باشد قراری
سطرِ آخر جای نامت می گذارم نقطه اما
می نویسم عاشقم ، تا دستهایم را فشاری
شعر از امیر طاهری
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۷ ساعت توسط م مهر
|