کمی شتاب کن ای مرگ ناگهانی من
که تلخ می گذرد دوره ی جوانی من

مرا چگونه بریدی و دوختی ای عمر ؟
که خون نمی چکد از زخم زندگانی من

هنوز زهر خودت را نریختی ، هرچند
به لحظه های تو آغشته مرگ آنی من

مرا میان هزاران غریبه گم کردی
نشسته ای به تماشای بی نشانی من

***

به محض اینکه به دریا زدیم توفان شد
بگو کجا برود روح بادبانی من ؟

شعر از محمدرضا طاهری