برقص ـ خنده بکن ـ از سکوت می ترسم
از این نشستن غم در گلوت می ترسم

دو چشم شور دو هم جنس باز بی احساس
از این نگاه از این قوم لوط می ترسم

به اوج عشق مرا میبری رها بکنی
من شکسته پر از این سقوط می ترسم

همیشه پشت سرت حرف میزنم اما
از این که شکوه کنم روبروت می ترسم

سکوت کن بنشین دلبری نمی خواهم
دلم شکسته و از های و هوت می ترسم

شعر از حسن حسن پور