دردم ولي دواي کسي را نخواستم
خاموشم و صداي کسي را نخواستم

بي همنفس، نفس به نفس در هواي خويش
مُردم ولي هواي کسي را نخواستم

کافرترين سلاله ي ايمان؟ نه!راستش
ابليسم و خداي کسي را نخواستم!

حتي دم مسيح به دردم نمي خورد
مي ميرم و شفاي کسي را نخواستم!

کشتي به گل نشسته ي درياي ماتمم
غرقي که ناخداي کسي را نخواستم

پايم شکسته است و خوشا سر که تا هنوز
پاي کسي ، عصاي کسي را نخواستم!

من تکيه بر مقام بزرگان نمي زنم
جز جاي خويش ،جاي کسي را نخواستم!

شعر از فريبا صفري نژاد