لعنت به این مثلث خونسرد ! یک " دل" نداده "صد دله " باشم
صرف تو شد دلم ، که دچار "سررفته های حوصله" باشم...

حلقه به دست حلقه به گوشم ! بیزارم از حجامت بستر..
ازدست بی نوازش ارباب...از اینکه بسته ی صله باشم..

اسپرمهای کوچک خندان، گرم جهاد اکبر ال دی
تا کی منی که مساله سازم مسوول حل مساله باشم؟؟؟

میترسم این درخت برهنه از شاخه اش رطب بتکاند...
در وحشتم خدای نکرده روی مسیر زلزله باشم..

میترسم از حرارت ادرار / میترسم ازشمارش معکوس
ازتست بارداری فوری / ازترس اینکه حامله باشم..

او شوکه است "سازه ی تازه" درمن بنای رشد بگیرد..
من شوکه ام که تا ابدالدهر یک پای این معادله باشم...

دارم به درد میرسم از درد ..وا داده در تهوع بوها..
بوی همیشه ای که قرارست بازنده ی معامله باشم..

سگ-جان تر ازهمیشه که " سگ-هار" سگ-دو زدم جهان سگی را
باید مرا ندیده بگیرم،باید"بپا" ی این "گله" باشم.

میخواستم -اگرچه نمیشد- یک روی سکه "شیر"بماند..
خط خورده باشم از سراین "خط " / تا ختم این مجادله باشم...

این روزها که " پا به سی" ام را / حتی زوال هندسیم را
یا روی شانه های تو تابوت...یا روی شانه ای یله باشم...

میخواستم - همیشه یکی هست یک جفت بال از تو بگیرذ
تا کی "کبیسه ی ته بن بست" ! درچله ی تو چلچله باشم؟؟

من بند بند " بند" تو بودم! بی بند، بندخورده ی " همبند"
تکرار میشود جوکی ازنو - من بند چند مرحله باشم؟؟؟

دخترشدم که باکره باشم / زن میشوم که حامله باشم
وبعد...مادری..که قرارست تا گور ، گنگ و بی گله باشم...

شعر از طاهره خنیا