اگرچه مثل درختی که خورده صاعقه ام
ولی هنوز پر از ساقه است، سابقه ام!

تو شادی و عقب افتاده سهم گریه من
من آمدم به امید غم معوقه ام!

مدام فکر تو بودم سر نماز و خوشم
که لحظه ای احدی جز تو نیست دغدغه ام

رفیق نیمه ی راهم! برای من کافیست
همین که چند قدم آمدی به بدرقه ام...

هنوز پیرهنم را نشستم این همه سال
که جای بوسه ی تو مانده است بر یقه ام...

شعر از حسین زحمتکش