ماييم و در اين آينه حيران تو بودن
ماييم و در اين آينه حيران تو بودن
يک عمر تماشاچي چشمان تو بودن
اين گونه به پيشاني عشاق نوشتند:
دل دادن و افتادن و ويران تو بودن
تقدير چنين بود : بميريم و بميريم
دادند به ما قسمت قربان تو بودن
درويشي و بي خويشي و پيمانه پرستي
پيوسته چنين باد : پريشان تو بودن
رفتيم و رسيديم و نشستيم و شکستيم
صوفي به خطا دم زد از امکان تو بودن
شعر از قربان ولیئی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۱۳ ساعت توسط م مهر
|