به لکـّه ای مشکی روی انحنای بلوز
به لکـّه ای مشکی روی انحنای بلوز
به هیچ وقت ِ صریحی نشسته قبل «هنوز»
به جزوه های پر از هیچ های خط خخطی!!
به آنچه مانده مرا از همیشه تا دیروز
به لکـّه ای مشکی پشت خویش بُغ کرده!
به چشم های تو غمگین... [بدون شک مرموز]
به صندلی هایی رو به تخته های سیاه
به تخته هایی رو به... به مرگ چشم بدوز!
***
برای اینهمه تصویر بد بهانه نساز
جناس دارد، امّا در این ترانه نسوز
برای اینهمه تصویر بد بهانه نساز
جناس دارد، امّا در این ترانه نسوز
تو اتـّفاقیـ/ دی! وانه گشته ای انگار
اندیشه های پساساختارگرایانه ات نمی گنجد
درون قافیه و عروض!!!
شعر از سید مهدی موسوی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۲۴ ساعت توسط م مهر
|