فرقی ندارد - راست یا افسانه - می میرد
فرقی ندارد - راست یا افسانه - می میرد
رستم همیشه ناجوانمردانه می میرد
فرهاد که با تیشه ای یک کوه را برداشت
در انتهای کار بی رحمانه می میرد
مجنون شبِ آخر به لیلی گفت: «راحت باش...
قبل از طلوع صبح این دیوانه می میرد»
تو قطره قطره آب می گردی ولی ای شمع
در پای چشمان خودت پروانه می میرد
مردی که از صحن نگاهت دور می کردی
افسوس! «تنها » گوشه ای از خانه می میرد
دیگر چه فرقی می کند- امروز یا فردا
این مرد هم یک روز - خوشبختانه- می میرد
سید علی شاه چراغ
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ ساعت توسط م مهر
|