غرور و ناز تو زیباست با زنانهگی ات
غرور و ناز تو زیباست با زنانهگی ات
مرا ببوس...بریز از شراب خانهگیات
در آتش تنِ تو پخته میشوم، شده است ـ
تنت تنور، تنم نان در این تنانهگی ات...
هواست برفی و من مست و شب، شرور و دراز
چه لحظههای عزیزیست بیبهانهگیات
به چشمهات، به دریا مرا پناه بده
که من نهنگم و محتاج بیکرانهگیات
که منجمد شده ام... قرنهاست خاموشم
مرا دوباره به رقصآر با ترانهگیات
شراب و شمع منی، ابر و آفتاب منی
نگو که: "کشته مرا شور شاعرانهگیات"
شعر از سهراب سیرت (افغانستان )
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۲ ساعت توسط م مهر
|