از من به ساده گی، تو پریماهِ من نرنج
از من به ساده گی، تو پریماهِ من نرنج
از اشتباه گاه به ناگاه من نرنج
با گریه ات به گریه نیاور مرا، ببین
از بغض پر شده است گلوگاه من، نرنج
گهگاه از صدای من، از چشمهای من ـ
بیرون که میزند غمِ خودخواه من، نرنج!
یکبار «بگذریم!» بگو و بخند... آه!
...غیر ارادی است کمی آه من، نرنج!
دنیا شبیه آخر این شعر، مسخره است
بز میشوم برای تو، روباه من! نرنج
شعر از سهراب سیرت (افغانستان)
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۲۸ ساعت توسط م مهر
|