تاریک می شویم وبه بن بست می رسیم 
کم کم به روز هایی از این دست می رسیم

اینجا کنار پنجره ها صلح می کنیم
حتما" به یک تفاهم یکدست می رسیم

داریم رفته رفته ته دره می رویم 
آنجا که جای مرگ زمان هست می رسیم

گفتند عابرین خیابان روبرو
تاروزهای شب زده پست می رسیم

حالا کنار پنجره فریاد می زنیم
تاریک می شویم و به بن بست می رسیم

شعر از علی اصغر هدایتی