خاطرت را همه ی اهل محل می خواهد
کهکشان منتظر توست زحل می خواهد

گرچه آماده شدو منتظر سیل ولی
کشتی ی حادثه ی نوح دکل می خواهد

کار ما نیست ازین قايله پیروز شدن
وقت جنگ ست بیا قافله یل می خواهد

چیست در فلسفه ی سر به زمین کوبیدن
موج از صخره ی سر سخت بغل می خواهد

من کسی منتظرم نیست ولی می دانی
یکنفر هست ترا حداقل می خواهد

خاطرت را نه فقط من که ترا می خواهم
خاطرت را همه ی اهل محل می خواهد.

شعر از یوسف خورشیدی