با اينكه رفتاري متين و سرد دارم
از پشت خنجر خورده ... خيلي درد دارم

از من به جز يك سايه ي لاغر نمانده
اما هنوزم شانه هايي مرد دارم

آشفته ام در اين خيابانهاي ترديد
آن حالتي كه باد با گل كرد دارم

هر روز مجبورم به رفتن تا لب تيغ
از اين سفر صد زخم دستاورد دارم

پوسيدم از بس در خودم اتراق كردم
مانند داش آكل دلي شب گرد دارم

هر روز مي بافم طناب دار خود را
اينست عمري رنگ و رويي زرد دارم

مجتبي اصغري فرزقي (كيان) مشهد