تسبیح عشق پاره شد و ریخت دانه ها
تسبیح عشق پاره شد و ریخت دانه ها
تا در تو رنگ تازه بگیرد بهانه ها
بی اعتنا به خاطره هایی که داشتیم
دل کَندی از بداهه ترین عاشقانه ها!
جز تو کسی هوای دل خسته را نداشت
شوری نمانده بعد تو توی ترانه ها
در بین شاه های جهان هیچ یک نداشت
گنجی به
قدر و قیمت تو در خزانه ها
حالا شدم شبیه سلیمان که می خورند
کم کم
عصای عمر مرا موریانه ها
این فاجعه درون سرم شعله می کشد
تسبیح مرگ - سوژه ی داغ رسانه ها
شعر از امید صباغ نو
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۱۶ ساعت توسط م مهر
|