گونه های مرده را با گریه ،بوسیدن چه سود؟
یا به قبر مردگان ِ خویش،نازیدن چه سود؟

من که می میرم برای یک کف ِ نان ،صبح و شام
چون که مُردم ،بر مزار مرده ،گرییدن چه سود؟

مرده را ول کن؛به داد ِ آدم ِ زنده برس
مرده را از آفرین ها رتبه بخشیدن ،چه سود؟

راه اگر نیکوست،رهرو باش،ای خوب!ای عزیز!
ورنه بر دور ِ ضریح مُرده ،چرخیدن چه سود؟

خسته ام از زندگانی،خسته ام از این وجود
آخر ای یاران!درین مرداب ،گندیدن چه سود؟

ای بلای جان!هنر!تا زنده ام سودم رسان
ورنه بعد از مردنم،مشهور گردیدن چه سود؟

شعر از جلال قیامی میرحسینی