تا خدا نام تو را برد غزل زیبا شد
نوبت صبح رسید و شب من فردا شد

قطره ای بود دلم خسته و مردابی و گنگ
از نفسهای مسیحایی تو دریا شد

آنقدر سبز وزیدی که در آغاز بهار
پنجمین فصل خدا روی زمین پیدا شد

ای دلیل همه ی چلچله ها ! آبی من!

آمدی و گل سرخ غزلم معنا شد

نام تو باعث روییدن گلهای بهار
چشم تو نقطه ی پایان شب یلدا شد

 شعر از رضا قریشی نژاد