یک گوشه دلگیر از خودش تنهاست ، خاموش است!
یک گوشه دلگیر از خودش تنهاست ، خاموش است!
مثل همیشه در دلش غوغاست ، خاموش است
آتش نزن اینقدر قلبش را! رهایش کن
آتشفشانی را که مدت هاست خاموش است
دلتنگی اش مثل غرورتخت جمشید است
بااینکه سفت و سخت پابرجاست، خاموش است
بااینکه سفت و سخت پابرجاست، خاموش است
دیگر گذشت از روزهای پرهیاهویش
حالا که با اجبار در دنیاست، خاموش است
خفاش ها حالا مجال پرزدن دارند
هرجا چراغی هم اگر پیداست خاموش است
من از سیاهی های این کابوس می ترسم!
برگرد با دست خودت یک شمع روشن کن
شعر از رویا باقری
برگرد با دست خودت یک شمع روشن کن
شعر از رویا باقری
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۹ ساعت توسط م مهر
|