از مردن تو بر اثر روزنامه ها
دنيا خبر شدند  ِ مگر روزنامه ها

وقتي رسيده ام كه تو را دوره كرده اند
در ميزگرد بيشتر روزنامه ها

با عينك محدُب اين روزها شدي
تيتري درشت در نظر روزنامه ها

تو مرده اي و مرگ تو را جان گرفته اند
در باجه جسم محتضر روزنامه ها

مستاجر بلوك شب سرد بولوار
اي در سياه جدول هر روزنامه...ها

اين چندمين شب است كه بي سقف و بي حصار
خوابيده جسم سرد تو بر روزنامه ها

پاشو پدر ببين كه اتاقي خريده ام
جايي براي عكس تو در روزنامه ها

جايي كنار آگهي مسكن و زمين
در واژه هاي در به در روزنامه ها

جايي كه منتشر نشود هرگز اين خبر:
جنگ دو تا فقير سر روزنامه ها

شعر از علی اصغر داوری ترشیزی