قناریانه اگر می وزد ترانه ی من
قناریانه اگر می وزد ترانه ی من
به شوق توست، تو ای آخرین بهانه ی من
حیاط را
همه گل کاشتم که بو ببری
بزن به جاده ی شب بو، بیا به خانه ی من
اگر به
خانه ی من آمدی چراغ نیار
که ماه قهر کند باز از آشیانه ی من
درخت
های سپیدار، سر به شانه ی هم
نگاهشان کن و بگذار سر به شانه ی من
من و تو
ایم جهان؛ بی نهایت و زیبا
جهان اگر افق توست تا کرانه ی من
من از
قبیله ی صیاد های خوشبخت ام
کسی به جز تو نزد لب به آب و دانه ی من
به راه
سادگی و جاده ی خیال بزن
که می رسی به غزل های عاشقانه ی من
شعر از مهدی فرجی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۴ ساعت توسط م مهر
|