با تمام مشقهایم روی قالی میخزیدم
با تمام مشقهایم روی قالی میخزیدم
شیونِ آرنجهای زخمیام را میشنیدم
یک فرشته میکشیدم با دو تا بال سفیدش
از مقواهای آبی، آسمان را میبریدم
باز باران با ترانه دست من در دست مامان
میپریدم از لبِ جو مثل آهو ميدویدم*
پول تو جیبی به شرط بستنی یا کیک امّا
دور از چشم پدر گاهی لواشک میخریدم
ناظمِ اخموی ما «خانومِ خیراندیش» بود و
خطّ ابروهای او را روی کاغذ میکشیدم
میزِ پشتی تا صدایش را کمی تقلید میکرد
از هراسِ اینکه شاید اوست از جا میپریدم
یاد دوران دبستانم به خیر آری اگرچه...
شادیام را پنج سالی دیدم و دیگر ندیدم
شعر از مریم جعفری آذرمانی
بیت سوم برگرفته از شعری معروف از گلچین گیلانی با کمی تغییر
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۲۸ ساعت توسط م مهر
|