خط نستعليقِ ابروي تو را وقتي نوشت
خط نستعليقِ ابروي تو را وقتي نوشت
لب گزیدند از تحيُّر خوشنويسان بهشت
سوختند از آتشِ رشك و حسادت حوريان
چون تو را زيباتر از زيباترينانش نوشت
بر خلاف قبل ، شيطان سجده كرد اين بار را
چون خدا "اشرف" ترین مخلوق عالم را سرشت
با بهاری ناب - اندام لطیفت را سرود
چشم - فروردين و لب خرداد و دل ارديبهشت
...
تا خدا شاعر شد و عشق تو را تحریر کرد
پر شد از اوصاف زیبایت کتاب سرنوشت
... و تو بانوی تمام فصل های من شدی
پر کشید از دفتر شعرم خزان زرد و زشت
شعر از محسن مهرپرور
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۹/۱۰ ساعت توسط م مهر
|