بعد از تو سرد و خسته و ساکت تمام روز
با صد بهانه‌ی متفاوت تمام روز

هی فکر می‌کنم به تو و خیره می‌شود
چشمم به چند نقطه‌ی ثابت تمام روز

زردند گونه‌های من و خاک می‌خورد
آیینه روی میز توالت تمام روز

در این اتاق، بعدِ تو تکرار می‌شود
یک سینمای مبهم و صامت تمام روز

گهگاه می‌زند به سرم درد دل کنم
با یک نوار خالیِ کاست تمام روز

«من» بی «تو» مرده‌ای متحرّک تمام شب
«
من» بی «تو» سرد و خسته و ساکت تمام روز

شعر از نجمه زارع