دیشب کسی مزاحم خواب شما نبود؟
آیا زنی غریبه در این کوچه ‏ها نبود؟

آن دختری که چند شب پیش دیده‏اید
دمپایی ‏اش ـ تو را به خدا ـ تا به تا نبود؟

یک چادر سیاه کشی روی سر نداشت؟
سر به هوا و ساده و بی دست و پا نبود؟

یک هفته پیش گم شده آقا! و من چقدر
گشتم‏، ولی نشانی از او هیچ جا نبود

زنبیل داشت، در صف نان ایستاده بود
یک مشت پول خرد … نه آقا گدا نبود!

یک خرده گیج بود ولی نه…فرار نه
اصلاً به فکر حادثه و ماجرا نبود

عکسش؟ درست شکل خودم بود، مثل من
هم اسم من، ولحظه ای از من جدا نبود

یک دختر دهاتی تنها که لهجه اش
شیرین و ساده بود ، ولی مثل ما نبود

آقا! مرا دقیق ببین ، این نگاه خیس
یا این قیـافه در نظرت آشنا نبود ؟

دیشب صدای گریه ی یک زن شبیه من
در پشت در مزاحم خواب شما نبود؟

شعر از پانته آ صفایی