تمام زندگيم مثل مشق ، اجباري ست
تمام زندگيم مثل مشق ، اجباري ست
كسل كننده تر از فيلمهاي تكراري ست
هميشه خون مرا مي مكند رگهايم
و زنده خواندن اين مرده ، ساده انگاري ست
قبول . اينكه من هم يك شهاب سرگردان
در نگاه شما هر چه كهكشان جاري ست
قبول ! پنجره هاتان به سمت آبي هاست
و بر دريچه ي من قفلهاي بسياري ست
ولي از اين همه تنهايي ام چه مي دانيد ؟
همين كه نام من عبدالحسين انصاري ست ؟
شعر از عبدالحسین انصاری
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۲۶ ساعت توسط م مهر
|