اى انجام کلامم ز هم زبانى تو
اى انجام کلامم ز هم زبانى تو
کسى
هنوز ندیدم به مهربانى تو
ز روى خوب تو شرمنده ام که از آغاز
حراج
من شده سرمایه ى جوانى تو
تمام حجم شكوفایى ام در این گلزار
فداى
بارش آن چشم آسمانى تو
اى آفتابى من گرم تر بتاب از اوج
بمان
که پر بگشایم به ميهمانى تو
به آیه هاى محبّت قسم که باز کم است
هميشه
باشم اگر در مدیحه خوانى تو
اگرچه هدیه ى ناقابلى است، هر غزلم
به
پاس آن همه ایثار مژدگانى تو
شعر از حمید رضا حامدی
+ نوشته شده در ۱۳۸۰/۰۸/۲۰ ساعت توسط م مهر
|