يک روز مي فهميد بي رحمي دنيا را
ماهي تنگي که دلش مي خواست دريا را ...

اي مرگ ، اي حق من از کل جهانم ، آه
پس کي تمامش مي کني امروز-فردا را ؟

برگشتنت سخت است ... پس کي ترک خواهم کرد
اين آرزو ، اين آرزو ، اين آرزو ها را

بدجور عذابم مي دهد اين روز ها ياد
آن خاطرات خوب که آن روز ها ما را ...

حتي تمام لحظه هاي خوب مان با هم
هر شب بدون تو هزاران درد شد سارا !

شعر از پيام آقايي