همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟
با دل گم شده از خویش موافق باشد؟

بستر باغچه گرم است که مریم شده‌ایم
کیست در داخل مرداب ، شقایق باشد ؟

وقت شادی همه لبخند تو را میبوسند
خوشتر آن دوست که همشانه‌ی هق هق باشد

فرصت آینه سنگ است بزن تا شاید
پشت آیینه خداوند حقایق باشد

عشق،دریای جنون است و خطر، می‌بایست
دل در این ورطه‌ی پر حادثه قایق باشد

گوهرت را به کسی بخش که لایق باشد
نه که دل دل زدنت، آینه‌ی دق باشد

شعر از هخا هاشمی