نسکافه اي ،مشکي،شرابي،زرد،زيتوني
نسکافه اي ،مشکي،شرابي،زرد،زيتوني
رفته ست موهاي سپيدم رو به افزوني
کاج شب عيدم ، پر از آويزه ي رنگي
گوياي حال اندروني نيست بيروني
از خود درون آينه چيزي نمي بينم
در حيرتم از "هيچ " در حال دگرگوني
اي دزد ! اي فانوس در دست مرا برده
اي عمر! اي مستوجب پيگرد قانوني
جز تو نديده هيچ کس موي سپيدم را
اين پرچم صلح من است اي دشمن خوني
شعر از کبري موسوي قهفرخي
از کتاب "اقلیماه"/انتشارات فصل پنجم
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۱/۱۴ ساعت توسط م مهر
|