من کتاب شعر هستم، جسم و جانم کاغذی ست
ریشه و اصل و نژاد و دودمانم کاغذی ست

پوستم از کاغذ است و گوشتم از کاغذ است
چشم و گوش و دست و پا و استخوانم کاغذی ست

صفحه به صفحه تمام سرگذشتم را بخوان
فصل در فصل از زمین تا آسمانم کاغذی ست

هیچکس تنهایی من را نمی فهمد، دریغ
قسمتم این است شاید، دوستانم کاغذی ست

واژه واژه حرف دارم با شما، آری شما
حیف اما این زبان بی زبانم کاغذی ست

شعر از محمود صادقی