شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست!
که آنچه در سر من نیست ، ترس رسوایی ست!
چه غم که خلق به حُسن تو عیب میگیرند؟
همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست!
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب!
که آبشارم و افتادنم تماشایی ست...!!
شباهت تو و من هرچه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل تنهایی ست!
کنون اگرچه کویرم هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست....
شعر از فاضل نظری
از مجموعه غزل "کتاب"/ انتشارات سوره مهر
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ ساعت توسط م مهر
|