من به جان ِ تو، بی تو، جسم وجان نمی خواهم
سایه ات که کم باشد، سایبان نمی خواهم

در قفس رهایم کن  وقتی از دلم دوری
بال و پر نمی خواهم  آسمان نمی خواهم

پشت شیشه ی برفی تا همیشه می مانم
رویش گلی بی تو مهربان ! نمی خواهم

از  تصور قهرت  قهر می کنم با شهر
خنده های پر مهر  این و آن نمی خواهم

بی نشانی ات عمریست کوچه کوچه می گردم
در تو گم شدن زیباست  من نشان نمی خواهم

شعر از حمیده پارسا فر