بگذار جهانی را دیوانه کند مویت
بگذار جهانی را دیوانه کند مویت
خورشید رها باشد در سایه ی ابرویت
هی مست بیاویزد شب باد به دامانت
چون ساقه ی نیلوفر پیچیده به بازویت
برف تن تبدارت هر بار که بنشیند
بیچاره شود باران بی چتری گیسویت
لب های اناری را پاییز نمی فهمد
دستان زمستانی در حسرت لیمویت
معجون عسل زهر است اهریمن چشمانت
یا قهوه ی قاجاری در بوسه ی اخمویت
تکلیف همه روشن می شد به نفس هایت
آتش که بسوزاند ته لهجه ی جادویت
آرامش دنیا را رویات به هم می زد
یک لحظه در آغوش و پایان هیاهویت
شعر از زهرا رسول زاده
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۱ ساعت توسط م مهر
|