منظومه دو چشم سياهت سرودني ست
منظومه دو چشم سياهت سرودني ست
آغوش بي دريغ پناهت غنودني ست
وقتي که می کشي سرک ای آفتاب شرم
از پشت قله هاي غرورت ستودني ست
وقتي تو آمدي به دلم نقطه نطفه بست
اين واژه ها به دست تو اینک درودني ست
از رفتنت نگو که نفس نيز می رود
دنيا اگر تو با مني ای دوست بودني ست
دل راز چشم هاي تو را درک می کند
آن جمله از سه تار گلويت شنودني ست
آن لحظه ها که محو تماشات می شوم
آري براي خاطره هايم ربودني ست
اي پس زمينه همه اتفاق ها
تو فکر می کني که خيالت زدودني ست؟
من سال هاست دور زدم این مدار را
منظومه دوچشم سياهت سرودني ست
شعر از زین العابدین محب علی
مجموعه "ذات بی مرگ شعر های سپید"/انتشارات نیماژ
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۵ ساعت توسط م مهر
|