حیرت زده ام تشنه ی یک جرعه جوابم
حیرت زده ام تشنه ی یک جرعه جوابم
مردم دنیا برسانید به آبم!
آیا پس ازاین دشت رهی هست ؟ دهی هست؟
بااین که به بیراهه رسیده است شتابم!
من کوزه به دوش آمده ام چشمه به چشمه!
شاید که تورا ای عطش گنگ بیابم!
آهی و نگاهی و دریغا که خطابود
یک عمر که با آینه ها بود خطابم!
هرصبح حریصانه من و حسرت خفتن
هرشب من واندوه که حیف است بخوابم..
چون صاعقه هربار که عشق آمد و گل کرد
یک شعله نوشتند ملائک به حسابم
می... نوشم ازاین تلخ اگر آتش اگر آبم
حیرت زده ام!!! تشنه ی یک حرعه جوابم!
شعر از سید علی میرافضلی
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ ساعت توسط م مهر
|