حیرت زده ام تشنه ی یک جرعه جوابم
مردم دنیا برسانید به آبم!

آیا پس ازاین دشت رهی هست ؟ دهی هست؟
بااین که به بیراهه رسیده است شتابم!

من کوزه به دوش آمده ام چشمه به چشمه!
شاید که تورا ای عطش گنگ بیابم!

آهی و نگاهی و دریغا که خطابود
یک عمر که با آینه ها بود خطابم!

هرصبح حریصانه من و حسرت خفتن
هرشب من واندوه که حیف است بخوابم..

چون صاعقه هربار که عشق آمد و گل کرد
یک شعله نوشتند ملائک به حسابم

می... نوشم ازاین تلخ اگر آتش اگر آبم
حیرت زده ام!!! تشنه ی یک حرعه جوابم!

شعر از سید علی میرافضلی